آقای دکتر هر سال به اینجا میآمد و ده روز ویزیت مجانی داشت. پسر بزرگش هم پدر را همراهی میکرد. وارد اتاق دکتر شدم. گفتم: «سلام، حالتون چطوره؟». با لبخند همیشگی گفت: «سلام، مثل همهی مردم». عادتش این بود. نه میگفت خوبم نه بد. همیشه میگفت: «مثل همهی مردم». میگفت: «چه فرق میکنه که حالم خوب باشه یا نه. جامعه مثل یه تنگ شربته و من یه استکان کوچک. اگه شربت شیرین باشه...
نویسنده: مهدی میرعظیمی
با صدای: امیر سیاهی و زهره اسعدسامانی
تخم مرغ جنگی
1402/12/28
درخت شصت متری
1402/12/26
گیوه های پدربزرگ
1402/12/23
مارهای ضحاک
1402/12/21
شوداری
1402/12/19
پندکبریتی2
1402/11/30
پندکبریتی1
1402/11/28
لقمه مهسا
1402/11/23
ماه عسل
1402/11/22
سرهنگ
1402/11/21
ادای آقای معلم
1402/11/17
خلبان جوان
1402/11/16
بلیزر
1402/11/15
خُلُکِ شهری
1402/11/14
ماجرای خر
1402/11/11
خاطرات سونا
1402/11/10
آچمز
1402/11/9
مش مراد
1402/11/8